در یادداشت قبلی به شناخت جریانات فکری قالب در نیمه اول قرن هجدهم آمریکا و نویسندگان تاثیرگذار آن دوره پرداختیم. از تغییر دیدگاه مذهبی متعصب به سمت رَواداری مذهبی و نگرشهای دنیویتر و میل به تغییر و تحول در نظام اجتماعی و سیاسی آمریکای آن دوره گفتیم. در این یادداشت به جریانات مهم و اساسی نیمه دوم قرن هجدهم آمریکا و نویسندگان تاثیرگذار و آثار آنها خواهیم پرداخت.
انقلاب آمریکابدون شک تاریخ قرن هجدهم آمریکا گره خورده است با بزرگترین و مهمترین رویداد تاریخی این کشور یعنی استقلال آن از سرزمین مادریاش –بریتانیا؛ رویدادی که بذرهای آن در نیمه دوم قرن هجدهم کاشته شد و در اواخر آن به ثمر نشست. رویدادی که نقطه آغازین آن پایان جنگهای هفتساله بین بریتانیا و فرانسه بر سر استیلای قدرت در قاره آمریکای شمالی بود که در سال ۱۷۶۳ به پیروزی بریتانیا و شکست فرانسه انجامید. اما این پیروزی برای بریتانیا آغاز شکست او بود در برابر فرزندان مستعمرهنشین اما خواهان آزادی و استقلال خود. خواستهای که ۱۳ سال بعد در سال ۱۷۷۶ در بیانیهای بسیار تاثیرگذار به نام بیانیه استقلال با صراحت بیان شد و پس از جنگی سخت و تلخ به مدت هفت سال بین بریتانیا و قارهایها (مستعمرهنشینهای قاره آمریکا) در سال ۱۷۸۳ با تسلیم شدن ارتش بریتانیا و پیروزی قارهایها به نتیجه رسید.
انقلاب آمریکا و تسلیم شدن ارتش بریتانیا در برابر آمریکائیان
نمیتوان از مبارزات انقلابی و استقلالطلبانه آمریکاییان در قرن هجدهم صحبت کرد و تاثیر نویسندگان و نوشتههای آنها در این جریانات را نادیده گرفت. زبان و ادبیات و فلسفه نقشی بسیار پررنگ در جریانات سیاسی آن دوره از آمریکا داشتند. وقتی صحبت از نوشتههای سیاسی آن دوره میشود همیشه نام دو نفر از تاثیرگذارترین نویسندگان و دولتمردان آن دوره بیش از همه تکرار میشود: توماس پِین و توماس جفرسن –دو تن از پدران بنیانگذار آمریکا.
توماس پِین – دولتمرد، مبدع و فیلسوف سیاسی (۱۸۰۹ – ۱۷۳۷)
توماس پِین – رساله عقل سلیم
توماس پِین یکی از مهمترین دولتمردان آن دوره بود که نوشتههایش از تاثیرگذارترین نوشتهها در تاریخ آمریکا به شمار میرود. توماس پِین زاده انگلستان و از طبقه فرودست جامعه بود. او بعد از ۴ الی ۵ سال تحصیل در مدرسه، به مدت ۱۲ سال در کارگاه کرستدوزی (نوعی شکمبند) پدرش مشغول به کار شد. در دوران جوانیاش مدتی در گمرک انگلستان با حقوقی اندک کار کرد ولی چندی بعد از آنجا اخراج شد. همزمان با کار در گمرک یک مغازه تنباکوفروشی داشت که با همسر خود آنجا را اداره میکرد. مدتی بعد دوباره وارد گمرک شد و اینبار برای افزایش حق و حقوق خود مبارزه کرد اما باز هم اخراج شد و اموالش مصادره و به حراج گذاشته شد. بعد از این اتفاقات همسرش نیز از او طلاق گرفت. پِین در همین اوضاع و احوال با بنجامین فرانکلین آشنا شد و بنجامین یک توصیه نامه به پِین داد و پِین با آن توصیهنامه برای کار و ادامه زندگی به آمریکا رفت. زمانی که پِین وارد آمریکا شد سال ۱۷۷۵ بود، یعنی زمانی که مقاومت آمریکاییان در برابر قوانین مالیاتی و فشارهای بریتانیا به اوج خود رسیده بود.
توماس پین با وجود اینکه تحصیلات بسیار کمی داشت اما بسیار اهل مطالعه بود و در زمینههای مختلفی چون فلسفه، نجوم و ریاضیات مطالعات گستردهای داشت. او در فیلادلفیا هفتهنامهای منتشر کرد و در آن هفتهنامه مقالهای علیه بردهداری نوشت. این مقاله سر و صدای زیادی به پا کرد. در آن زمان این اولین بار بود که کسی موضعی جدی علیه بردهداری گرفته بود. پس از مقاله او بود که اولین انجمن مبارزه با بردهداری در آمریکا تشکیل میشود. بذری که او در مبارزه با بردهداری کاشت حدود هشتاد سال طول کشید تا در قرن بعد به ثمر نشست.
توماس پِین در سال ۱۷۷۶ یعنی تقریبا یک سال پس از ورودش به آمریکا کتابی نوشت به نام Common sense یا رساله عقل سلیم. او اولین کسی بود که با دلیل و منطق -و به حکم عقل سلیم- لزوم مستقل شدن مستعمرهنشینان از بریتانیا را به طور دقیق شرح داد، و همچنین اولین کسی بود که نام کشور جدیدی که در آینده قرار بود شکل بگیرد را ایالات متحده آمریکا گذاشت.
رساله توماس پِین موفقیت بینظیری به دست آورد. در آن سال، در آمریکایی که جمعیت آن چیزی حدود ۲،۸ میلیون نفر بود و در حالی که مردم هنوز سواد چندانی نداشتند تعداد ۵۰۰ هزار نسخه از این رساله چاپ شد؛ یک رقم بینظیر.
رساله عقل سلیم نوشته توماس پِین (۱۷۷۶ – ۱۷۷۵)
رساله عقل سلیم یکی از نوشتههاییست که از آن به عنوان تاثیرگذارترین نوشتهها در طول تاریخ یاد میشود. همین رساله بود که نظر برخی از افرادی که هنوز بین استقلال آمریکا از بریتانیا و یا حاکمیت بریتانیا بر مستعمرات آمریکا تردید داشتند تغییر داد. بنجامین فرانکلین یکی از این افراد بود که ابتدا طرفدار حاکمیت بریتانیا بر مستعمرات بود و رساله عقل سلیم توماس پِین از عواملی بود که باعث تغییر عقیده او شد و او را با انقلابیون همراه کرد. رساله عقل سلیم مبنای نوشته تاثیرگذار دیگری در جریان مبارزات استقلالطلبانه آمریکا قرار گرفت: بیانیه استقلال.
توماس جفرسن – دولتمرد آمریکایی، سومین رئیس جمهور آمریکا (۱۸۲۶ – ۱۷۳۷)
توماس جفرسن – بیانیه استقلال
در چهارم ژوئیه ۱۷۷۶ یعنی ۱۳ سال بعد از آغاز کشمکش میان قارهایها و بریتانیا، توماس جفرسن متنی نوشت و به امضای سایر اعضای کنگره قارهای (که تشکیل شده از تنی چند از دولتمردان آمریکا بود) رساند، به نام بیانیه استقلال. او در این بیانیه، به طور صریح و آشکار جدایی و استقلال سرزمین خود از حاکمیت و سلطه بریتانیا را اعلام کرد. بیانیه استقلال بیتردید یکی از مهمترین سندهای سیاسی تاریخ است، هم از لحاظ فرم، هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ تاثیرگذاری. انقلاب کبیر فرانسه که تقریبا ۱۵ سال بعد از انتشار بیانیه استقلال آمریکا رخ داد، خود الهام گرفته از بیانیه استقلال آمریکاست.
بیانیه استقلال نوشته توماس جفرسن و امضای اعضای کنگره در پای آن (۱۷۷۶)
در بیانیه استقلال، آمریکاییان دلیل استقلالخواهی خود از بریتانیا را توضیح میدهند. این بیانیه دارای سه بخش اصلی است: دیباچه، شرح مسئله و نتیجهگیری. دیباچه این بیانیه از لحاظ فلسفه سیاسی اهمیت بسیاری دارد. نویسنده در این دیباچه موضوعی را بیان میکند که برای اولین بار در طول تاریخ مطرح میشود: حقوق طبیعی. در این بیانیه گفته شده است که انسانها دارای یک سری حقوق مسلم هستند که با آن به دنیا میآیند –اصل اساسی لیبرالیسم سیاسی که نویسنده بیانیه آن را از جان لاک فیلسوف و نظریهپرداز انگلیسی که به پدر لیبرالیسم معروف است گرفته بود– این حقوق شامل حق حیات، حق آزادی و حق سعادتجویی است، و وظیفه هر حکومت تضمین این حقوق است. بنابراین، حکومتی که نه تنها متضمن دستیابی افراد به این حقوق طبیعی نیست، بلکه با بیداد و ستم این حقوق مسلم را ضایع میکند، مشروعت خود را از دست میدهد. این تعریف از حقوق طبیعی و مسلم انسانها تا قبل از این فقط در کتابها و نوشتههای فیلسوفان بود اما در بیانیه استقلال برای اولین بار وارد عرصه واقعی دنیای سیاست میشود.
نویسنده در ادامه بیانیه اینچنین استدلال میکند: زمانی که حکومتی با نقض این حقوق، مشروعیت خود را از دست داد، مردم نه تنها حق، بلکه وظیفه دارند که آن حکومت را ساقط کنند. در طول تاریخ مستعمرات بسیاری بودند که خواهان استقلال از کشور حاکم خود بودند اما دلیل استقلالخواهی آنان اختلاف فرهنگی و نژادی و قومی و زبانی آنها با حکومت حاکم بود؛ در بیانیه استقلال برای اولین بار در تاریخ، شاهد استدلال یک ملت مستعمرهنشین برای جدایی از سرزمین استعمارگر خود فارغ از فرهنگ و نژاد و رنگ و قومیت و زبان هستیم.
در بخش بعدی بیانیه، نویسنده فهرست بلندبالایی از ظلم و ستم و بیدادگریهایی که بریتانیا بر آنها روا داشته بود را با لحنی بسیار پر سوز و گداز بیان میکند، که گرچه برخی از آنها بسیار اغراقآمیز و یکجانبه و غیرمنصفانه نوشته شده است اما آنها را به نتیجه دلخواه میرساند. پس از این دیباچه و این فهرست از اعمال ظالمانه بریتانیا، نتیجهگیری واضح و روشن بود. نویسنده اینگونه ادامه میدهد که ما تاکنون در برابر ظلم و بیداد بریتانیا بردباری کردهایم، ولی دیگر سکوت و بردباری ممکن نیست. از این پس ما هیچ وابستگی به بریتانیا نداریم و استقلال خود را از این کشور اعلام میکنیم.
بعد از صدور این بیانیه به مدت ۷ سال جنگی سخت بین آمریکا و بریتانیا درگرفت. تا اینکه در سال ۱۷۸۳ ارتش بریتانیا تسلیم شد و دولت بریتانیا مجبور به پذیرش استقلال آمریکا شد. این استقلال در همین سال (۱۷۸۳) در قراردادی به نام قرارداد صلح پاریس شکلی رسمی یافت.
نقش بنجامین فرانکلین در نوشتن بیانیه استقلال
گفتیم که نویسنده بیانیه استقلال توماس جفرسن بود که خود در نوشتن این بیانیه از رساله عقل سلیم نوشته توماس پِین تاثیر گرفته بود. اما در این میان بنجامین فرانکلین نقش مهمی داشت که از گفتن آن نمیتوان چشمپوشی کرد. بیانیه استقلال پس از اینکه توسط جفرسن نوشته شد، توسط جان آدامز و فرانکلین بازخوانی شد و فرانکلین یک ویرایش بسیار مهم روی آن انجام داد. جفرسن در جایی از بیانیه درباره حق آزادی اینگونه نوشته بود:
We hold these truth to be sacred & undeniable
(ما این حقیقت را مقدس و غیرقابل انکار میدانیم)
فرانکلین دو کلمه sacred به معنای مقدس، و undeniable به معنای غیرقابل انکار را حذف کرد و به جای آن کلمه self–evident به معنای بدیهی را قرار داد. این ویرایش کوچک در کلمه، که پژواک عقل و خردگرایی عصر روشنگری از آن شنیده میشود، تغییر بزرگی در مفهوم این جمله ایجاد کرد. بنا بر این تغییر، پیام انقلابیون این بود که ما خواهان آزادی و دموکراسی هستیم نه به این خاطر که مقدس است و این را خدا گفته، بلکه به این خاطر که داشتن آزادی به حکم عقل یک امر بدیهی است.
سالهای جنگ بین قارهایها و بریتانیا
در سالهای جنگ نیز توماس پِین همچنان نویسندهای تاثیرگذار بود. او در این دوران سخت هر زمان که روحیه سربازان آمریکایی ضعیف میشد با نوشتههای انگیزهبخش خود، نیروی تازهای برای ادامه مبارزه به آنها میداد. در این زمینه توماس پِین ۱۳ مقاله نوشت با زبانی شیوا و مردمی با نام The American Crisis. او در مقالههایش درگیری و جنگ بین آمریکا و بریتانیا را به شکل یک ملودرام تکاندهنده میان مستعمرهنشینان فرشتهصفت و بریتانیاییهای شیطانصفت نشان میداد. این تصویر سفید و سیاه یک پروپاگاندا و تبلیغ بسیار اثربخش بود. از دیگر دلایل تاثیرگذاری نوشتههای او حرارت شاعرانهای بود که آن را به گونهای در قالب کلمات و عبارات پرشور بیان میکرد که مدتها در یادها میماند و نقل قول میشد.
پس از جنگ و پیروزی آمریکاییان
توماس جفرسن که پیش از جنگ بیانیه استقلال را نوشته بود، در دوره پس از جنگ نیز اصول دقیق اعتقادات خود –که خواستار آزادی فردی و خودبسندگی محلی بود– را در مقالات و نامهها و سخنرانیهای خود بیان میکرد. به همراه او تنی چند از دیگر نویسندگان بااستعداد (الکساندر همیلتون، جیمز مدیسون، جان جِی –چند تن از پدران بنیانگذار آمریکا) در دوره پس از جنگ حضوری فعال داشتند. این نویسندگان مجموعهای از ۸۵ مقاله نوشتند که در آنها درباره ویژگیهای قانون اساسی جدید صحبت میکردند (۱۷۸۷ و ۱۷۸۸). این مقالهها که تاثیر زیادی بر قانونگذارانی که به قانون اساسی جدید رای میدادند داشتند، به بیانیه کلاسیک تئوری حکومتی آمریکا معروف شدند.
شعر و شاعری
در دوران انقلاب و استقلال آمریکا، شعرها هم به دور از مسائل سیاسی نبودند. در این دوره شعر به سلاحی تبدیل شده بود که هم طرفداران حاکمیت بریتانیا و هم مخالفان و انقلابیها برای بیان استدلالهای خود از آن استفاده میکردند. آنها قهرمانهای خود را در ترانههایی مانند Yankee Doodle (= احمق آمریکایی: ترانهای نظامی که در زمان جنگ استقلال آمریکا بر سر زبانها بود + و +)، Nathan Hale (ترانهای در ستایش سرباز و قهرمان ارتش آمریکا در جنگهای انقلاب، ناتان هِیل +) و The Epilogue (سرودی انقلابی در جنگهای انقلاب آمریکا +) ستایش میکردند. این ترانهها به شیوه اشعار بریتانیایی سروده میشد و با ملودیهای محبوب بریتانیایی خوانده میشد.
فیلیپ فرِنو – کاپیتان کشتی، سردبیر روزنامه و شاعر ملّیگرای آمریکایی (۱۸۳۲ – ۱۷۵۲)
فلیپ فرِنو – پدر شعر آمریکایی
به یاد ماندنیترین شاعر آمریکایی در آن زمان که از او با عناوینی چون پدر شعر آمریکایی و شاعر انقلاب آمریکا یاد میشود فلیپ فرِنو (Philip Freneau) نام دارد. اولین شعرهای او طنزهای جنگ انقلابی نام داشت که در آن زمانِ پرآشوب به مثابه یک تبلیغ بسیار تاثیرگذار برای انقلابیون عمل میکرد. اگرچه او بیشتر به سبک نئوکلاسیک مینوشت اما شعرها و غزلهایش مملو از احساسات لطیف عاشقانه بود، به گونهای که اشعار عاشقانه او را پیشرو یک جنبش ادبی که بعدها در قرن نوزدهم نمایان شد میدانند.
نمایشنامه و رمان
در سالهای نزدیک به پایان قرن هجدهم، هم نمایشنامهها و هم رمانهایی که دارای اهمیت تاریخی هستند نوشته شد.
رویال تایلر – حقوقدان، معلم و نمایشنامهنویس آمریکایی (۱۸۲۶ – ۱۷۵۷)
رویال تایلر
اگرچه گروههای نمایشی از مدتها پیش در آمریکا فعال بودند، اما اولین کمدی آمریکایی که به شکلی حرفهای ارائه شد کمدی کنتراست (۱۷۸۷) نوشته رویال تایلر (Royall Tyler) بود. تایلر در این کمدی تضاد بین فرهنگ اروپایی و آمریکایی را به تصویر میکشد، و با اینکه در نوشتن آن از نویسندههای بریتانیایی مثل گلداسمیت و شریدان (و کمدی مدرسه رسوایی او) تاثیر گرفته بود اما وجود یک شخصیت یانکی (اصطلاحی در خطاب به مردم آمریکا +) در نمایشنامهاش، حال و هوایی بومی به آن داده بود.
ویلیام هیل براون – نویسنده آمریکایی (۱۷۹۳ – ۱۷۶۵)
ویلیام هیل براون
اولین رمان آمریکایی را ویلیام هیل براون (William Hill Brown) با نام قدرت همدردی در سال ۱۷۸۹ نوشت. موضوع این رمان احساسی درباره مبارزه شخصیتها در برابر علایق و خواستهها و اغواگریها، و همچنین اهمیت تربیت اخلاقی زنان و استفاده از تفکر منطقی به عنوان راهی برای جلوگیری از عواقب انتخابهای غلط است.
صفحه اول از اولین رمان تاریخ ادبیات آمریکا – قدرت همدردی (۱۷۸۹)
ویلیام هیل براون اگرچه در نوشتن این رمان از فرم رمانهای احساسی ابداع شده توسط ساموئل ریچاردسون (ناشر و نویسنده بریتانیایی قرن هجدهم) پیروی کرده بود، اما با نوشتن آن به نویسندههای دیگر نشان داد که چگونه میتوان بر تعصبات و تفکرات غلط درباره این فرم از رمانها غلبه کرد.
سیل رمانهای احساسی که در اواخر قرن هجدهم آغاز شده بود تا پایان قرن نوزدهم همچنان جریان داشت. از نمونههای موفق این سبک رمانها میتوان از رمان جوانمردی مدرن نوشته هنری براکنریج (۱۷۹۲) که طنزی سرگرمکننده درباره دموکراسی در آمریکای قرن هجدم داشت نام برد. همچنین در این دوره نویسندگانی چون چارلز براون، آرتور مروین و ادگار هانتلی تریلرهای گوتیک با رنگ و بویی ملی تولید کردند.