راوی چهارم
راوی چهارم

راوی چهارم

اندوه. آنتوان چخوف

شبانه مرد گاری‌چی 

به خانه می‌کشد خود را

اگر که مادیان خسته

اگر طناب هم پاره

درون مرد همواره

کشیده می‌شود باری

                                                 "حسین صفا"

_________________________

داستان اندوه روایتگر نیاز پیرمردی داغدار است به یک گوش شنوا تا از غم و اندوهش با او بگوید. پیرمرد پسرش را از دست داده و حالا زمان سوگواری است. اما فقر و بی‌کسی فرصت این سوگواری را از او گرفته است. پیرمرد درشکه‌چی برای کار به شهر آمده و کس و کارش در روستا هستند. او در این شهر غریب است. در شهر همه به کار و زندگی خود مشغول‌اند. همه در حال گذرند و کسی وقت ایستادن و حوصله شنیدن حرف دل دیگران را ندارد. 

داستان اندوه بسیار ساده‌‌ است. چخوف خیلی ساده و صریح و بدون هیچ پیچیدگی و حاشیه‌ای حرف خود را زده‌است: اندوه خویش را به که گویم؟

ادامه مطلب ...

چگونه باید کتاب خواند. ویرجینیا وولف

   

خواندن مقاله‌ای درباره کتاب خواندن می‌تواند سودمند و لذت‌بخش باشد، اما وقتی این مقاله به قلم نویسنده‌ای چون ویرجینیا وولف نوشته شده باشد، چیزی ورای سودمندی و لذت‌بخشی در آن خواهد بود که جز با خواندنِ آن، درک و دریافت نمی‌شود. 

وولف حتی در این متن غیر داستانی خود، ادبیات عظیمی را خلق می‌کند؛ او در این مقاله چند صفحه‌ای، ما را به سفری در جهان ادبیات می‌برد؛ سفری که گرچه کوتاه است، اما پس از بازگشت از آن، بدون شک تغییری آشکار در نگاه و بینش ما نسبت به ادبیات ایجاد خواهد شد. 

خط به خط این نوشته حرفی برای گفتن دارد و موضوعی برای اندیشیدن. می‌توان بارها و بارها آن را خواند و از این مقاله کوتاه که مانند یک ترجیع­‌بندِ زیباست، لذت برد و چیزها آموخت. 

ادامه مطلب ...

دندیل. غلامحسین ساعدی

داستان کوتاه دندیل که یکی از چالش‌برانگیزترین آثار غلامحسین ساعدی، نویسنده معاصر کشورمان است، داستان فقر، بدبختی و سیاه‌روزی مردمی‌ست که در محله‌ای حاشیه‌ای و بدنام به نام دندیل زندگی می‌کنند. اهالی محل غرق در فقر و بیماری و اعتیاد و فساداند. تجارت تن شغل بیشتر مردان و زنان این محل است. اما این بازار هم در این ویرانکده هیچ رونقی ندارد. تا اینکه دخترکی نوجوان و بسیار زیبا برای خودفروشی به این محل پا می‌گذارد. کاسبکاران دندیل که تا کنون دختری به این زیبایی در محله‌شان ندیده بودند به صرافت پیدا کردن یک مشتری اعیان و ثروتمند برای او می‌افتند تا هم خودشان به نان‌ونوایی برسند و هم محله فقیرشان رونقی بیابد. اما نادانی و جهلی که گریبان‌ آنها را گرفته زمینه‌ساز تباهی هرچه بیشترشان می‌شود.

ادامه مطلب ...