راوی چهارم
راوی چهارم

راوی چهارم

تاریخ ادبیات آمریکا | قرن هجدهم – بخش یک: زمانی برای تغییر

اگر بخواهیم به شناخت آثار مکتوب تاثیرگذار در قرن هجدهم آمریکا بپردازیم می‌توانیم این دوره را به دو بخش اصلی تقسیم کنیم: بخش اول از اوایل قرن هجدهم تا میانه‌های این قرن –یعنی زمانی که اولین  جرقه‌های جدایی و استقلال مستعمره‌نشینان از بریتانیا زده می‌شود، و بخش دوم بعد از نیمه دوم قرن هجدهم که دوره انقلاب و مبارزات جدی مستعمره‌نشینان برای استقلال از بریتانیاست. در یادداشت پیش رو به بخش اول خواهیم پرداخت. 

در یادداشت پیشین از سری یادداشت‌های تاریخ ادبیات آمریکا گفتیم که یکی از جریانات پررنگ در نشریات آمریکا در قرن هفدهم نوشته‌های مذهبی بود که در آنها نویسنده سعی در بیان و دفاع از اعتقادات مذهبی خود داشت. این جریان در قرن هجدهم نیز ادامه داشت، اگرچه رفته‌رفته رنگ و بویی متفاوت از پیش به خود می‌گرفت.


کاتِن مَتِر– نویسنده و روحانی اهل نیوانگلند (۱۷۲۸ – ۱۶۶۳)

در سال‌های اولیه قرن هجدهم در آمریکا برخی از نویسندگان مانند کاتِن مَتِر (Cotton Mather) –روحانی و نویسنده– پایبندی به سنت‌های قدیمی‌تر آیین پیوریتنیسم را ادامه دادند. (پیوریتن‌ها که در فارسی به آنها پاک‌دینان گفته می‌شود، شاخه‌ای از پروتستان‌های بسیار رادیکال بریتانیا بودند که در قرن هفدهم برای ترک تابعیت کلیسای دولتی بریتانیا و رهایی از سخت‌گیری‌های آن، با هدف ساختن یک پایگاه دینی منطبق با اعتقادات خود، سرزمین آبا و اجدادی خود را ترک کرده و راهی قاره تازه کشف‌شده آمریکا شدند و در سواحل شرقی این قاره در منطقه‌ای پا نهادند که بعدها نیوانگلند نامیده شد). کاتِن مَتِر به عنوان یک پیوریتن متعهد یک بیوگرافی کامل از تاریخ پیوریتن نیوانگلند (۱۷۰۲) تنظیم کرد، و با چاپ برخی از نوشته‌هایش (۱۷۲۶) از عقاید قدیمی هم‌کیشان خود دفاع کرد. 


جاناتان ادواردز – الهی‌دان، فیلسوف و واعظ (۱۷۵۸ – ۱۷۰۳)

نویسنده‌ای دیگر به نام جانتان ادواردز (Jonathan Edwards) –الهی‌دان، فیلسوف و واعظ – که از او با عنوان آغازگر بیداری بزرگ یاد می‌شود و به عنوان احیا کننده دینی که سال‌ها مستعمره‌نشینان را برانگیخت شناخته می‌شود، در خطبه‌ها و نوشته‌های خود از جمله رساله فلسفی آزادی اراده (۱۷۵۴) از اعتقاد خود به آموزه‌های کالوینیستی دفاع کرد. کالوینیست‌ها معتقد بودند که انسان کاملا فاسد به دنیا می‌آید و فقط از طریق فیض الهی‌ می‌تواند به رستگاری برسد. او ادعاهای خود را با مرتبط کردن آنها به یک سیستم پیچیده متافیزیکی و با استدلالی درخشان و نثری شیوا اثبات می‌کرد. 


ساموئل سوئل – قاضی، تاجر و ناشر (۱۷۳۰ – ۱۶۵۲)

اما این نویسندگان که از اعتقادات مذهبی خود دفاع می‌کردند، هر دو به دنبال هدفی محکوم به فنا بودند –آنها از چیزی دفاع می‌کردند که دوره آن به سر آمده بود. در همان دوره که آنها نوشته‌ها و خطبه‌های پرشور خود درباره کیش و آیینشان را نشر می‌دادند، وزرای لیبرال و آزادی‌خواه نیوانگلند به سمت دینی منعطف‌تر و آزادتر حرکت می‌کردند. همچنین در مقابل نویسندگان مذهبی متعصبی همچون مَتِر و ادواردز، نویسندگانی هم بودند که موضعی نرم‌تر و روادارتر نسبت به دین و مذهب داشتند. ساموئل سوئل (Samuel Sewall) –قاضی، تاجر و ناشر– از این دست نویسندگان بود. او با اینکه آشکارا مذهبی بود در دفتر خاطرات سرگرم کننده خود (۱۷۲۹ – ۱۶۷۳) نشان داد که چگونه زندگی تجاری در نیوانگلند نگرش‌های دنیوی‌تر را جایگزین پیوریتنیسم سفت و سخت کرده است. 

_____________________

در این دوره –یعنی نیمه اول قرن هجدهم در آمریکا علاوه بر نوشته‌های مذهبی، در زمینه‌های دیگری چون سفرنامه و گزارش آثاری با اهمیت و ارزش تاریخی نوشته شدند. 


سارا کمبل نایت – معلم، تاجر، نویسنده (۱۷۲۷ – ۱۶۶۶)

سارا کمبل نایت یک معلم، تاجر و نویسنده از اهالی بوستون بود که در سفرنامه‌ خود با نثری طنز و بیانی شوخ‌طبعانه و از دیدگاه یک معتقد اورتودوکس   به شرح سفر خود از زادگاهش –بوستون به نیویورک می‌پردازد (۱۷۰۵ – ۱۷۰۴). این سفرنامه یکی از معدود گزارش‌های دست اول از شرایط سفر در دوران استعماری آمریکا است. 


ویلیام برد – مزرعه‌دار، وکیل، نقشه‌بردار، نویسنده (۱۷۴۴ – ۱۶۷۴)

به عنوان یک نمونه دیگر از این دست می‌توان از ویلیام بِرد (William Byrd) از  اشراف‌زادگان و مالکین مزارع ویرجینیا نام برد. از مهم‌ترین آثار او می‌توان از یک سفر نقشه‌برداری (۱۷۲۸) و گزارش بازدیدش از املاک خود در ویرجینیا با عنوان سفری به سرزمین عدن (۱۷۳۳) نام برد. سال‌ها اقامت در انگلستان و همچنین در میان نجیب‌زادگان ویرجینیایی، شادی و ظرافت بیانی را در او شکل داده بود که بازتاب آن در نوشته‌هایش دیده می‌شد. 

____________________

بنجامین فرانکلین – نویسنده و ناشر، مخترع و سیاستمدار (۱۷۹۰ – ۱۷۰۶)

بنجامین فرانکلین 

وقتی از آمریکا –خصوصا آمریکای قرن هجدهم– صحبت می‌کنیم نام یکی از مهم‌ترین و تاثیرگذارترین شخصیت‌های این کشور بیش از همه شنیده می‌شود: بنجامین فرانکلین؛ کسی که در سه زمینه نویسندگی، اختراع و سیاست به رده‌های بسیار بالا رسید، به طوری که از او به عنوان یکی از پدران بنیانگذار آمریکا و با عناوین دیگری چون پدر رویای آمریکایی، و یا اولین آمریکایی یاد می‌شود. برای شخصیت او سه ویژگی برمی‌شمرند: سخت‌کوشی، کنجکاوی و خودساخته بودن. بسیاری پژوهش‌گران بر این باورند که آنچه که ما امروزه از شخصیت و هویت آمریکایی می‌شناسیم تاثیرگرفته از شخصیت بنجامین فرانکلین است. 

بنجامین فرانکلین در اوایل قرن هجدهم (۱۷۰۶) در خانواده‌ای پرجمعیت (با هفده خواهر و برادر) به دنیا آمد. پدرش تصمیم داشت بنجامین را پس از تحصیلات اولیه به دانشگاه هاروارد بفرستد، اما مذهبی بودن یکی از لازمه‌های ورود به این دانشگاه در آن زمان بود و پدر بنجامین که پی برده بود پسرش چندان مقید به مذهب نیست، او را نزد برادر بزرگتر بنجامین که چاپخانه‌ای داشت فرستاد تا در آنجا مدتی به عنوان کارآموز مشغول به کار شود. بنجامین در همین چاپخانه با نویسنده‌ها و اهالی فکر و قلم و در کل با مقوله نوشتن در ارتباط مستقیم قرار می‌گیرد و خود نیز شروع به نوشتن مطالبی در روزنامه‌‌ها می‌کند. او اولین مقاله‌های خود را با نام مستعار و از زبان یک شخصیت ساختگی –یک خانم بیوه میانسال که در حومه شهر زندگی می‌کند– در روزنامه برادرش New Englund Courant منتشر می‌کند. این مقاله‌ها که بسیار پرطرفدار شده بود کنجکاوی همه اهالی را برانگیخت و همه می‌خواستند بدانند که نویسنده این مقاله‌ها واقعا کیست. در نهایت وقتی بنجامین به برادرش می‌گوید که نویسنده آن مقاله‌ها در حقیقت خود اوست، با برادرش دچار درگیری و اختلاف می‌شود و از چاپخانه او بیرون می‌رود. بعد از آن به پنسیلوانیا می‌رود و مدتی برای فرماندار پنسیلوانیا کار می‌کند و به درخواست او برای کار به لندن می‌رود. بنجامین در لندن مجبور می‌شود که دوباره از صفر شروع کند و باز هم کار در چاپخانه را انتخاب می‌کند. این بار او از نزدیک با رساله‌های اندیشمندان عصر روشنگری (جان لاک، جوزف پریستلی، دیوید هیوم، ولتر، نیوتن) آشنا می‌شود و مجذوب ایده‌های این غول‌های عصر روشنگری می‌شود، کسانی که در ساختن اندیشه او نقش بسیار مهمی داشتند. 

فرانکلین پس از بازگشت به آمریکا تاثیرگرفته از آنچه که از اندیشمندان اروپایی یاد گرفته بود، باشگاهی به نام Junto دایر می‌کند و در آن با افرادی‌ مانند خود که در کار کسب و تجارت هستند و در عین حال دغدغه‌مند و خواستار تغییر و پیشرفت هستند به بحث و گفت‌وگو درباره موضوعات مختلفی چون سیاست و علم و اخلاق می‌پردازند. چندین ایده مهم مثل ایجاد کتابخانه عمومی و سازماندهی آتش‌نشانان داوطلب از همین باشگاه نشئت می‌گیرد. در حقیقت ایده‌های اعضای این باشگاه چهره فیلادلفیا را تغییر می‌دهد. 

پس از چندی فرانکلین روزنامه فیلادلفیا را از صاحبش می‌خرد. در سال ۱۷۳۲ در زمانی که فرانکلین ۲۶ سال بیشتر نداشت، سالنامه‌ای چاپ می‌کند به نام ریچارد بیچاره (Poor Richard) که این بار هم از زبان شخصیتی ساخته و پرداخته خود فرانکلین به نام ریچارد سندرز که شخصی است بی‌سواد اما باتجربه نوشته شده بود. این سالنامه مملو از عبارات عاقلانه و طنزآمیز و جملات قصار و ضرب‌المثل‌ها و جمله‌هایی در مدح سخت‌کوشی و صرفه‌جویی بود. تاریخ‌پژوهان معتقدند که ایده اولیه عقل سلیم (رساله‌ای نوشته توماس پِین) را می‌توان هم در این سالنامه فرانکلین، و هم در اتوبیوگرافی او –که نوشتن آن را از ۶۵‌سالگی آغاز کرد و تا سال‌های پایانی عمرش ادامه داد (۱۷۸۸ – ۱۷۷۱)– پیدا کرد. 

سالنامه ریچارد بیچاره – بنجامین فرانکلین (۱۷۵۷ – ۱۷۳۲)

باری... سالنامه ریچارد بیچاره بسیار محبوب و پرطرفدار شد. این سالنامه به مدت ۲۵ سال (۱۷۵۷ – ۱۷۳۲) در نقاط مختلف مستعمره‌نشینان قاره آمریکا منتشر شد و حتی به کشورهای اروپا هم رفت. پند و اندرزهای موجود در این سالنامه با توجه به فراگیر و پرطرفدار بودن آن دلیلی آشکار است بر اینکه چرا می‌گویند هویت آمریکایی تا حد زیادی ساخته بنجامین فرانکلین است. جای پای اخلاق آمریکایی در نوشته‌های این سالنامه به چشم می‌خورد. آنچه که ما امروزه به نام سرمایه‌داری می‌شناسیم و در حقیقت روح سرمایه‌داری را در نوشته‌های فرانکلین آشکارا می‌توان دید. 

بنجامین فرانکلین در سن ۴۲ سالگی کار روزنامه و نشر را به طور رسمی رها کرد. و نیمه دوم زندگی‌اش را صرف مسایل اجتماعی و سیاسی و کنجکاوی‌های علمی‌اش کرد. او در هر دو زمینه سیاست و اختراع –همچون نویسندگی‌اش بسیار تاثیرگذار بود. از ابداعات او می‌می‌توان از ساخت یک نوع شومینه خانگی، ابداع عینک دو کانونی، ترسیم نقشه‌ای برای آب‌های گرم اقیانوسی، تئوری مسری بودن سرماخوردگی و ابداع میله برق‌گیر –که آشکارا در راستای جریان روشنگری اروپا قرار داشت و نام او را در مجامع علمی اروپا مطرح کرد– نام برد.  در عرصه سیاست نیز چنان تاثیرگذار بود که از او همواره به عنوان یکی از پدران بنیان‌گذار آمریکا نام برده می‌شود. او در جریانات سیاسی و اجتماعی آن روزگار آمریکا در جایگاه یک نماینده و دیپلمات نقشی تعیین‌کننده داشت. چه در زمان جنگ‌های هفت‌ساله میان بریتانیا و فرانسه و درگیری با بومیان سرخپوست و چه در زمان آغاز درگیری بریتانیا و مستعمره‌نشینان، و چه در زمان اوج مبارزات انقلابی آمریکا همیشه عضوی مهم و تاثیرگذار بود. از اهمیت موقعیت سیاسی و اجتماعی او همین بس که به گفته تاریخ‌پژوهان اگر فرانسه نبود آمریکا هیچ‌گاه از بریتانیا مستقل نمی‌شد و اگر بنجامین فرانکلین (و مذاکرات او برای گرفتن همکاری از فرانسه) نبود هیچگاه فرانسه به پشتیبانی از مستعمره‌نشینان برنمی‌خواست. 


برای تهیه این مطلب از منابع زیر استفاده کرده‌ام:

۱. بریتانیکا – ادبیات آمریکا – قرن هجدهم

۲. تاریخ‌اندیشی – مهدی تدینی – مجموعه گفتارهای آمریکا چگونه آمریکا شد، گفتار دوم: انقلاب و استقلال آمریکا

۳. کانال یوتیوب BPlus – بنجامین فرانکلین، پدر رویای آمریکایی



لینک مطالب مرتبط

تاریخ ادبیات آمریکا | مقدمه

تاریخ ادبیات آمریکا | قرن هفدهم: ادبیات استعماری

تاریخ ادبیات آمریکا | قرن هجدهم – بخش دو: ملت جدید 


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد